جهان و میبینی همه از عشق مینویسند اما اسلحه ها توزیع شده

شاید اگر .....

هیسس..!چرا اینقدر از درونت فریاد میزنی آنجا که کسی نیست

پربیننده ترین مطالب
کجایی جان ماجرا ..وسط غلغله انگار تویی گمشده است
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۷ ، ۲۳:۳۳
a. samadi
090وچند را بگیرم که تو برداری،کجای این جغرافیای خاکی را بگردم که تو باشی،گاهی دلتنگی شروع که بشود نقطه ی پایانی دارد اما امان از ان روز و از این تکرار که فقط نقطه سرخط باشد و دلتنگی آدم شبیه همین زمین گرد که هرجای آن بایستی همانجا مرکز آن است ،هرجایی بروی همانجا مرکز دلنتگی است چون تو را آنجا هم دیگر نمیشود دید و محکم بغل گرفت و خندید ،کاش قانون زندگی اینطور رقم میخورد که مثل شروع مسابقه تایم هرکس برای دویدن اعلام میشد آن وقت هرچقدر هم که دیر میشد ،زود احساس نمیشد و هرچقدر هم که زود بود ،دیر نمیشد برای گفتن خیلی چیز ها ،کاش میشد قبل از اینکه من چشم بزارم و یهویی قایم شوی و من هرچقدر دنبالت بگردم و تو نباشی ،کاش قبل از بازی وحشتناک جهان میشد باهم به شمالی ترین نقطه ی زمین میرفتیم و از نزدیک دویدن پنگوءن ها را نگاه میکردیم و میخندیدیم ،کاش از لبه ی دره ای بلند و سبز پاهایمان را آویزان میکردیم و باهم چای دلچسب میخوردیم و پرواز شاهین دور دست قله نشین را دنبال میکردیم ،کاش میشد برای اینکه تو از بازی قایم باشک صرفه نظر کنی من غول چراغ جادو میشدم و طاق آسمان آبی را برایت به رنگ دوستداشتنی ات آبی فیروزه ای میکردم،کاش میشد من سرت را کلاهی به چه گشادی میگذاشتم و خودم پنهان میشدم و تو چشم میگذاشتی ،حالا بیا جوابم را بده تا چندین هزار بار من صدایت بزنم بیام ؟و صدای تو ........
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۷ ، ۱۳:۲۵
a. samadi
جناب روحانی به تک تک ریشهایتان قسم که ماجرای پر شدن خزانه دولت و بازی خوساخته ی دلار و خالی کردن جیب ملت و سرگرم کردن انها را باور نکرده ایم ،باور کرده ایم نظام جمهوری است نظام دموکراسی است باور کرده ایم که حق انتخاب داریم فقط بین گزینه های اجباری از پیش تعیین شده انتخاب بین بد و بدتر مصلحتی که ما نمیدانیم و ماجرای نابودی تمام انسان های لایق که چندین دهه است مفقود شده اند جریان انکه دیگر زمان چه بیماری مبتلا شده که دیگر ایران نه مصدق را به خود دید و نه شهید رجایی و نه مدرس و نه امثالهم که به معنای واقعی دلشان برای ملت مستضعف بتپد و ،باور کرده ایم که هر کس اگر از عملکرد ضد و نقیض اسلامی جنابان به اصطلاح مسلمان انتقاد کند منافق محسوب نمیشود
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۴
a. samadi
معلق بودن تنها در فضای جو خارج از زمین نیست،همینکه دیگر کنار شانه هایم نمیبینمت معلقم در دنیای بدونه هوای تو.+خواهرانه ای دلتنگ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۵:۵۸
a. samadi
هر دو رهبر بودند دارای مرید و ایدءولوژی مختصی که جهانی را زیر و زبر کردند،یکی به صلح کشاند و یکی به جنگ،واقعیت جهان هم این بوده و هست تا وقت معین هم به هیتلرها نیاز دارد و هم به گاندی ها ؛بله شک نکن که تا موعد مقرر من اگر هیتلر نباشم ،هیلتری خواهد بود،این همان خاصیت انسان صلح و جنگ است که میتواند اشتباه تاریخ شود یا امتیاز آن.از ما بگذرد زمان بوی گند میدهد تاریخش یا نه .....رهبری برای زنگ بیداری یا برای زنگ خطر ،همان خطری که خاص انسان های نژاد برتر بود و قعر جهنمی شد و گور دسته جمعی که هیتلر سمفونی مردگانش را رهبری میکرد.ماهتما روحش شاد و ذهنش سبز ،که حتی برای دوره ای سلاح های گرم را خاموش و سرد نگه داشت .حقوق بشر کاغذی ؛ای کاش میشد از همه ی کاغذ های نوشته شده در خصوص حقوق بشر در سازمان و مجامع بین المللی به عنوان کاغذ های باطله برای پیچیدن سبزی در سبزی فروشی ها استفاده کرد،باور کنید برای بشریت و خلق خدا سودمندتر بود.حقوق بشر کاغذی نمیدانم از کدام بشر و سیاره ای تخیلی حرف میزند ؛چرا از بشر مبتلا به درد و بیماری های ساخته شده برای قربانی ثروت و تجارت کمپانی دارو و اسلحه حرفی نیست ،این همان حقوق شری است که امضا شده است باز هم حرفی نیست .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۱۵:۱۳
a. samadi
ای میر علمدار ای شاه وفا هرگز حتی حب نامتان را از دلم نگیرید ،امنیتش به خطر می افتد ،مگر نه اینکه بیچاره است دلی که حب ارباب ندارد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۴۰
a. samadi
میرزا بنویس دروغ بزرگ تاریخ را ایران همیشه زنده است.شاید زنده بگور شده همان وقتی که دل رحمی و انسانیت به صورت آداب و رسومی پس از تیتر یک روزنامه ها و توییت مجازی و امثالهم مبدل شده؛ابراز همدردی ایران با اعلام مرگ کودک خردسال پس از ایست قلبی در سرمای شدید در قبرستان ،خانه ای که در آن دفن شد .با اعلام این خبر انگشت لعنت و دهان فحش آلود ابتدا سمت بالا نشین های بی مسوولیت گرفته میشود،سپس تجویز اگر ها و مگر ها ،گذاشتن کامنت های پیچیده در طومار احساسات بشر دوستانه شکل میگیرد اما هنگام تجویز نسخه ی درد ،بشر دوستان دوربین شکاری انداخته و دقیقا جایی که هیچ بشری نیست در سرزمین قطبی به دنبال بشر دردمند میگردند.عجب عجیب است سیستم این جماعت خوب یا بهتر است بگویم همان خوب های مجازی .کاش میشد وجدان آدمی هم مثل عبور از چراغ قرمز جریمه میشد .اصلا گاهی درد خوب است مثل همین وجدان درد دعا میکنم همه ی محتکران،همه ی متقلبان،همه ی مسببان مرگ های اجباری به همین درد مبتلا شده و علاجش را نیابند.به قول یه بنده خدایی به حال ملت گرسنه فرقی ندارد تاج برود و عمامه بیاید .چرا باید کلاغ رنگ شده در غالب قناری دموکراتیک را پذیرفت چرا باید از میان گزینه های اجباری که همه میدانیم هیچ یک لایق اداره ی جامعه ی ایران نیستند را با جمله ی انتخاب بین بد و بدتر مقلوب شده باشیم ،غافل از اینکه همان بد دست آخر از همه بدتر بوده .دشمن در خانه است همان مسوولین بی مسولیت .تکه تکه از تنت میخورند عجب جانی داری !!اینجا ایران است سرزمین دهان های باز و فکر های بسته ،دروغ های راست و راست های دروغ .ساعت های وجدان اینجا هشدار ندارد ،هیس همه خوابیده اند فردا بیا و حقت را فقط از خداوند بگیر ،قسمت هر کس همان است و ژن معیوبش همان .یا قلم شکسته یا تاریخ ایستاده ،هر چقدر ورق میزنم عصر طلایی نیست همه را خوردند و بردند ،مشتی خاک مانده و گربه ی پیر که نامش ایران من است.سخن آخر اینکه به قول دکتر شریعتی هیچ چیز جز حقیقت مصلحت نیست ،حقیقت این است این نظام در حال حاضر شاید بتوان گفت اریستوکراسی یا الیگاریشی است شبیه جمهوری اسلامی نیست ،حقیقت این است نظام جمهوری اسلامی نه با شعار ان بلکه با عمل به اصول ان پا برجا خواهد ماند
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۰
a. samadi
نبودت کنار شانه هایم جیغ میکشد و همین سبب ویرانی من است ،نبودنت مساوی با صفر نیست نبودنت همان عدد بی نهایت است .حافظ را صدا بزنید فالش تقلبیست هر روز همین شعر اشک برایم آمده
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۴۱
a. samadi
)در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن/من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود(بیا ارباب باهم گریه کنیم تو برای بی رحمی کوفیان من برای بی رحمی گذر عمرم که در طالع من مرگ خواهرم رقم خورد ،تو برای علی اصغر بی زبان و تشنه ات من برای خواهر زبان بسته شده و تشنه ام ،تو برای یاس عباس که دوید و مشک آبش را زدند من برای یاس من و نا امیدی های خودم وقتی با تاسف و نگاهی روبه رو شد که میگفت دیگه کاری از دست ما ب نمیاد و قعطی نفسش خدایمان را بارها فریاد زدم که معجزه میکند خدای عیسی ،تو برای بدن تکه تکه ی علی اکبرت و من برای رگ های تکه تکه و بدن خشک شده ی خواهرم بیایید شمریان آتش بزنید خیمه ی ارباب بی برادر و خانه ی بی خواهر من را.بیا ارباب با هم گریه کنیم .ای کاش پرستار تو بیمار شود عزاییل طبیبش شود و تجویز کند نسخه ی مرگ را (پرستارش خودم بودم )
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۰۰
a. samadi
کاش میشد زمین را با آدم ها و خداهایشان و آدم هایی که خدایی میکنند به مقصد سیاره ای دیگر ترک کرد ،چیزی که من میبینم نه در کتاب موسی بود و نه در کتاب عیسی بود و نه در کتاب محمد)ص(این دین جدیدی است دین نامردی ها ،دین بی رحمی ها .....شاید هابز راست میگفت انسان گرگ انسان است .
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۴۰
a. samadi
کتاب مواعظ:وقتی میتوانی ببینی نگاه کن،و وقتی میتوانی نگاه کنی رعایت کن.کتاب کوری:ما همان لحظه ای که کور شدیم کور بودیم ،ترس ما را کور کرده و همین ترس ما را کور نگه میدارد.به زعم من شاید کوری و از این قبیل این کتاب ها یا حتی مثل اثر زیبای بادبادکباز معنای یک رمان رو تفسیر میکنند .دم اگه گرد و خاک ذهنش رو که بخواد پاک کنه یه سری چیزایی که دوست داره رو توی صندوقچه ی ذهنش یادگاری نگه میداره ،من کوری و بادباکباز رو تا حدودی توی صندوقچه نگه داشتم .شاید دلنشین شما هم بشوند
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۱۱
a. samadi
پلک هایت تا پیر شوند و چروک خدا کند همیشه باشد پیر شدنت را آرزو دارم ولی اگر نباشی نفس هایم پیر میشود.خنده هایت عمق دلم جامانده ،بلند شو بخند ،امن یجیب نذر چشمانت،کی باران می آید ؟؟؟زمان لعنتی ،این تاریخ چرا سر گذر ندارد هنوزم همین هفته است.این بخت بدقلق هوایم را دارد و رهایم نمیکند.از تمام شهر بیزارم از هر جایی که تو نمیتوانی بروی از همه ی مغازه های شهر که مقابلشان پایت به زمین میخ میشد و برق چشمانت فریاد میزد که دلت همه ی آنها را میخواهد .به کفش هایم نگاه میکنم هنوز پاره نشده اما بند دلم را پاره میکند ،من نمیدانم دلم بهانه میگیرد اصلا کفشهای سالهای پیری ام را هم از تو میخواهم شاید بهانه ای شد همیشه برایم بمانی ،خدا نکند که نباشی دیوانه ی پابرهنه ی شهر خواهم شد ،بیا با هم تا معجزه قدم بزنیم . غمی غمناک نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است /هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چقدر تاریک است/خنده ای کو که به دل انگیزم؟قطره ای کو که به دریا ریزم؟صخره ای کو که بدان آویزم ؟مثل این است که شب نمناک است/دیگران راهم غم هست به دل غم لیک غمی غمناک است "سهراب سپهری"
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۴
a. samadi