جهان یعنی لحظه ی قدم زدن با چشم های بسته روی جدول پیاده رو های باران زده

شاید اگر .....

نقطه ی بی تقصیر

دوشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ
آدم ها همیشه نگاهشان در پشت سرشان بدنبال گمشده ای در گذشته است و یا چشمانشان آنقدر دور ها را نگاه میکند و بدنبال پیدا کردن دوست داشتنی های به وقوع پیوسته و آرزویی که آمینش به دل نشسته و رویایی که در آینده بساطش را پهن کرده ،این آدم ها شاید یکدل سیر موهایشان را در تصویر آینه رها نکرده باشند ،فقط مقابلش دویده اند ،البته گاهی آدمها محکومند به دویدن ،آدمها گاهی وسط نقطه ای بدنیا می آیند که برای بوجود آمدن آن هیچ تقصیر یا اشتباهی نداشته اند و همانطور آدمهای مقابلشان هم برای بودن در نقطه ای سهیم نبودند ،ما گاهی در نابرابرترین شرایط محکوم میشویم .کاش میشد قبل از آنکه در حرفهایمان سنگ بپیچیم و پرتاب کنیم و تمام یک زنده ماندن را زخمی کنیم ،عینک دوربینی زده و دور های همان زنده را خوب نگاه کنیم شاید انگشت اتهاممان کوتاه شود .
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۲
م . حامی

نظرات  (۳)

۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۵:۰۵ جناب منزوی
در سطر اول و دوم خودم را دیدم
زیبا نگاشتید.
پاسخ:
حال و روز خیلی هامون همین شکلیه ،ممنون :((((
۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۱:۰۷ ❤❤ EXOYAS ❤❤
کاش میتونستیم خودمونو پرت کنیم ب یه دنیای دیگه...
کاش یه جوری میتونستیم یه کاری کنیم ک اینجوری نشیم...
پاسخ:
مثلا دنیایی که همه موجودات با حال بودن یکیشونم سید توی عصر یخبندان بود ،:((
۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۱:۰۶ ❤❤ EXOYAS ❤❤
عمیق بود... خیلی عمیق...
درد داشت...
هعی...
کاش یه کم مدل آدم بودنمونو عوض میکردیم...
پاسخ:
درد داره واقعا اما انگار نمیشه کاریش کرد ،انگار فقط باید لبخند زد از اون لبخندایی که منظورش اینه نمیشه کاری کرد پس بزار دنیا بچرخه ،عوض میشه اما فقط توی انجمن شعر آدمیت سهراب ،یا توی سمینار ها و امثالهم :(((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">