جهان یعنی لحظه ی قدم زدن با چشم های بسته روی جدول پیاده رو های باران زده

شاید اگر .....

هیسس..!چرا اینقدر از درونت فریاد میزنی آنجا که کسی نیست

آشوب

پنجشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۷، ۰۵:۴۸ ب.ظ
تو همان آشوب بزرگی که به دلم آمد و بر دلت نمیشیند مهار این آشوب ،چشمان تو فال است و به تماشایش نشسته ام و چشمان تو اما ما را نمیبیند/گفتند در شهر آشوب شده است و ندیده میدانم کار قدم هایت بوده وقت گذر از کوچه ی آدم ها/گاهی حکم گناه را میشود صادر کرد،وقتی میشود دنیا را به نفع خود امضا کرد /اجازه ی امضای چشمانت را به نفع دلم میدهی آیا ؟؟/زلزله گشت و این خانه به آوار نشست ،خانه ات آباد خاک این خانه پای قدم یار نشست .گاهی میشود حکم گناه را صادر کرد الهام از وبلاگ یکی از دوستان بود :))
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۲۰
م . حامی

نظرات  (۱)

چچه رمانس
پاسخ:
:)))بله ولی نمیدونم چرا به دلم افتاد و نوشتم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">